جستجو | جستجو در مطالب ميزان پذيرش و سلامت كردار زلالي چرايي كار است

براي جستجو کافيست کل يا قسمتي از عبارت مورد نظر خود را وارد نماييد و بروي دکمه جستجو کليک کنيد

FloatingBlog Change Font
 
     
گزيده اي از : ميزان پذيرش و سلامت كردار زلالي چرايي كار است
دوردست نزدیک است | عمومي

مرزها ( حدود )، مثل دود

 

از دور پیدایند، کافی است آدمیان، ایشان از دور

 

پایند، بلک

 

نزدیک آدمیان نشوند

 

که آدمیان

 

کلید عبور به تقلب زایند

 


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 17 بهمن 1386 ساعت 15:38
درس نخستین مثل نقطه ی آغاز جنین برای تولد و کودکی و نوجوانی و جوانی و میانسالی و پیری و زنده شدن ـ آغاز ـ ( راز ) | عمومي

سلام.

تصور کن جهانی را ...

هر کاری که می کنیم ابتدا برایش تصوری در ذهنمان می آفرینیم!

ـ و خداوند احسن الخالقینند، فراموش نشود. دارند ما را در اعماقمان مدام مي بينند  ـ

* یک دفتر کلاسوری تهیه کنید.

ـ همین امروز اگر نشد نهایتاْ تا همین امروز. اگر نه فردا هنوز نیامده است و شاید نیامد! اگر نیامد باخته ایم که شیطان را از پیش روی رکودمان بر نداشته ایم و به یک گام پیشتر دست نیافته ایم. ـ

از ویژگی های بنیادیی کلاسور این است که هرگاه یک ورق پشت و رو پر شد می توانیم ورقی در ادامه ی همان موضوع خاص بر آن بیفزاییم و اگر خرابي به بار آمد مي توانيم جايگزين كنيم و ... و این ویژگی بسیار ارزشمند است، بسیار.

كمي وقت به انديشيدن به اين جملات كه راجع به كلاسور نوشته شد بسپار! ببين چه رابطه اي با ما دارد در پندارهايمان و گفته و كردار ... بعد از آن عبرتي بردار و به كار ببند كه آدميان در گرو اعمال و گفتار و پنداشته هاي خودند ... مباد بند اگر آن، بايد زود از آنها يا آنها را، كَند.

بدیهی است اندازه و رنگ و شکل و شمایل آن به شما مربوط می شود که که؟ هستید و در چه حال و حوا و آدم و هوایی ...

·        بالای یک صفحه از آن بنویسیم ـ شاید با رنگی جز رنگ متن بهتر باشد ـ : خواسته ها (تصورات)

·        و از سر سطر نخستین صفحه شروع به نوشتن خواسته هایمان بکنیم ...

۱. ۲. ۳. ۴. ۵. ...

هرچه می خواهیم، هرچه در تصورمان می گنجد که داشته باشیم.

برای اینکه بهتر بتوانید دریابید که چه می خواهید ابعاد خواسته هایتان را به عنوان
تکمله ی درس نخستین اجرا برایتان بر می شمارم.

ـ خیلی جالب است که اگر این گام را ننویسم اصلاْ نمی دانید چه ق...........در چیزها
می خواهید و نمی دانید و چون نمی دانید دست یافتن به آنها را نمی توانید ... و صد البته که خواستن تنها به منزله ی توانستن و رسیدن و داشتن و رها کردن نیست!  ـ

* ديني (الهي، ماورائي ...) * اخلاقي * عاطفي * اقتصادي * جسمي * جنسي * خانوادگي * اجتماعي * شغلي * سياسي * آموزشي * پرورشي * فرهنگي * جغرافيايي

يادتان باشد فرقي براي من كه مي نويسم نمي كند كه شما درس ها را عيناً انجام بدهيد يا نه اما همين حالا اين را به عنوان نخستين و بزرگترين هديه ام ارزانيتان مي دارم كه:‌ دير بجنبيد دير مي شود. و زمانِ در اختيار شما در عدم امكان بهره وري اسير مي شود و امكان بازگرداندن آن نخواهد بود و شما چه بخواهيد و خواه كه نخواهيد و هركه كه باشيد و در هر كجا و به هر دليل كه عقب بمانيد و زمان را يا خالي و يا پر از زشتي و آلودگي و بد پيش بفرستيد حتي اگر توبه كنيد و پاك، باز باخت مي دهيد چرا كه زمان هاي بهره وري نشده ي شما خالي شده اند ... ـ تازه اگر گناه و آلودگي و زشتي و بد قابليت بخشودگي داشته باشد! ـ

و بهاي صعود و عروج، پُري و وزن است

پس بهتر است با درس هاي راحت من گام به گام، آرام و بي تشويش و شاد و غزلخوان و رقصان و ساكت و خوش به پيش تازيد كه نبازيد ...

مباد فريب بخوريد كه شما كسي هستيد و اين ها به كارتان نمي آيد.

گاهي خود را خُرد كردن بايد. تا سرزمين نوي زايد.

شروع كنيد. خدا پشتتان و پناه حضرتشان مقام امين شما بادا! بسم الله ...

و يك تبصره براي تامين ذهنيات شما خوبان مهربان:

من به هيچ كس و به هيچ دليل و به هيچ ميزان و به هيچ جريان و به هيچ هيچي بسته نيستم جز به « آن همه چيز و هست و توان و دانش و بخشش و روح جامع و نقطه ي اوج كشش ... جان هستمانيِ است ها: « يك » ...

و ما همه صفريم و هركه به صفر رسيدن خويش را اثباتيد نزد خدا كنار « وي » است

و « راه » به سلامت كرده است « طي » ...

مهدي


نوشته شده توسط مهدي هدايي در 23 بهمن 1386 ساعت 14:24
| عمومي

من مهدی هدایی فرزند مرحوم میرزا ابوتراب هدایی هستم که سبحانه را پیش از صبحانه به ما خوراندند. عربی، انگلیسی، فارسی، کتابداری، مشاوره و راه نمایی، تدریس شستار می دانم و بنیادگذار آگاهیگاه "او"یم که در آن شستار آموزش داده می شود. از اینکه برای آمدن به دنیا بر آن میلیاردها برادران و خواهرانم پیشی گرفتم خوشحالم. شاید روزی به جهان حرفی زدم که به دردشان خورد. به دو جلد کتاب کوچک اما کبیر قله و ده ها دفتر کلماتم افتخار می کنم. اینجا کلماتم را فعلاَ تقدیمتان می نمایم. اگر آمدید و پسندید و حس خوب با شما خوبان ماندن در من درخشید، کلاس های شستار را نیز همینجا برگزار خواهم نمایید.



مطالب مرتبط :

برچسبها : -
نوشته شده توسط مهدي هدايي در آدینه 31 اردیبهشت 1389 ساعت 09:17
بازگشت همه به سوی خدا با "کوله"شان است | عمومي

من یک مسیرم ... یک معبر ... من یک دَرم، ـ نه دِرَم، دینار، پوند و یورو، نه دلار ـ، که برای شما آزادی بخرم، شادی، شور، شعف اما نه از نوع کف ... بلک، از نوع ماندنیش: حضوری نشسته بر هدف. من مِهدایم که روزی مهدی بودم نه پریسال ها بلک همین انگار دی



مطالب مرتبط :

برچسبها : بازگشت - همه - سوی - خدا - کوله - شان - است
نوشته شده توسط مهدي هدايي در آدینه 31 اردیبهشت 1389 ساعت 09:01
خوش اخلاق بهشت است. بهشت خانه ی اوست. | عمومي

خُلق

گون ِ نمودن ِ پنج حس ماست

که از آن

چو شاد نمودن و بودن

شادی و عشق و محبت رُست

همه عین خواست ِ خداست

وگرنه شیاطین

بدانوسیله ی بد

خود ِ خویش آراست

ستمی است

که جهنم زاست



مطالب مرتبط :
دوردست نزدیک است
شادمانی از شرایط اینکه بمانی است!

برچسبها : خوش - اخلاق - بهشت - است - خانه - اوست
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 14 آذر 1388 ساعت 23:32
عقب ماندگی | عمومي

جهان جهشی کرد، پرید ...

هرکه عقب ماند را و درنگ کرده و ترسید

به زیر کشید

گفت:

هرآنکه هراسان و نفهم ِ جهیدن و شور و شر است و شراب دانش نو

رو!،

به عقب ...

نه جلو

عقب، آنجا،

مان!



مطالب مرتبط :

برچسبها : عقب - ماندگی
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 20 ارديبهشت 1388 ساعت 14:03
شادمانی از شرایط اینکه بمانی است! | عمومي
 

اینهمه خواب

به خواب نیز

کسی نرسید به جواب

که آب

برای که ها کم

برای کجا چه فراوان

و چراست

گفت:

«عدل خداست»

بدون اینکه بخوابد

بدون دیدن خواب



مطالب مرتبط :

برچسبها : شادمانی - شرایط - اینکه - بمانی - است
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 13 بهمن 1387 ساعت 13:49
تشرف | عمومي

چه کور شده ام،

کر و بی دل

و دشمن و سد راه عبور آدمیان کوچه خیابان

ـ ول ـ

به جای زراعت مهر

و حفظ ِ ساحت ِ عشق حقیقی و پروریدن ایمان

صداقت و حس نزاکت

و شادی و سبزه نشاندن و گُل

میان میادین قلب آدمیان

...

شگرف و وسیع شده این صدای درونم

عجیب گرفته گلوی برونم ... «آهای! ...»

بگیر که به زور چماق

اسلحه های ولرم و یخزده، داغ

توپ و مسلسل و تانک

همه را به زور کتک

شکنجه های گروهی و تک تک

جریمه های خُرد و کلان

گرفته و بسته، شکسته استخوان پا و کمر

همه کور شده، دردمند، شَل

و بُرده به مسلکمان

...

بگو دِ آهان!

شیریم؟

شده بنده ی حضرت رحمان؟

رحیم شده ایم؟

رها شده از وظایف خویش؟

این بود؟

آنچه خدا خواست؟

و معنی اینکه در این مکان مقدس همه از هرآنچه قیود

رهای رهاست؟

امین شده ایم؟

صاحب اصل دین شده ایم؟ ...

موقر و مطلوب و متین؟

امیر کل زمین؟

به چه؟ این؟

No more

Do Believe

I'll

- No debt -

Leave

Better a whore

Than stay HERE more

Hating life

Hating WEAR

و خشم خدا

صدای نخستش

ندای شکستن دلهاست ...



مطالب مرتبط :

برچسبها : تشرف
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 28 دي 1387 ساعت 11:18
و این کلید هر در بسته ای را در درون شما خواهد گشود. شاید به نوعی اسم اعظم بهکاریتان. | عمومي
 

شوق،

نتیجه ی نظم و دقت ماست

ـ سر ِ وقت و بر سر جای و چنان که بباید و شاید! ـ

اگر حریم نظم،

خود شخص خدا پاید

عجیب نیست که فرد ِ منظم، عابدانه مدام

ـ که شکر ِ شادی ِ خود بگزارد ـ

از اوج ِ قامت ِ راست

به سجده بیاید!



مطالب مرتبط :

برچسبها : این - کلید - بسته - درون - شما - خواهد - گشود - شاید - نوعی - اسم - اعظم - بهکاریتان
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 29 آبان 1387 ساعت 12:22
می شود این آمار حتی یک نظر هم نداشته باشد؟ | عمومي

سلام.

یک طورهایی در شگفتم که اگر این ده ها هزار نفر به وبلاگ شستارگاه سر زده اند می شود آیا حتی یک نظر کسی نداده باشد؟ یعنی من پس از کجا بفهمم که آیا مثمر ثمر هستم یا خیر؟ آیا اگر هیچ اینهمه زحمت من ثمری ندارد بمانم باز هم اینجا در میان شما؟ یا کوچ بکنم از اینجا یا دست بردارم از این نوشتن هایی که خیال می کنم به بار دارند می نشینند و آدمیانی آنها را دوست دارند. حالا می فهمم که چقدر مهم است که شوهر مدام به زنش بگوید که چقدر دوستش دارد و اگر نگوید یعنی نداردش! و دارد کلاه سر همسرش می گذارد. به امید حداقل یک خبر که ببینم که آیا کسی اصلاْ این وبلاگ را دیده است؟ آیا اصلاْ یک سر سوزن این کوشش های من ارزش خبر دادن لااقل به اینکه بروم و دیگر ننویسم هم نداشته بوده بادا داشته بوده است؟



مطالب مرتبط :

برچسبها : شود - این - آمار - حتی - نظر - نداشته - باشد
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 27 آبان 1387 ساعت 10:09
آموزش رایگان کیمیاگری در همین مطلب | عمومي
 

خاک، کیمیاست

چون آدم از آن برخاست

ـ که خواست خداست ـ

رابطشان ـ که همان کیمیایی و خاک ـ

کار و فکر شماست

مجسمه ساز بزرگ،

چگونه مگر به آب آن آراست

فروخت گاه به قیمت بسیار و گران ...

هان؟

و مرزعه دار بزرگ ...؟

و معدنیان ...؟

و چو نیستی از آنان

به فکر تفکر خود تو بگَرد

برای کشف راه تازه ی کسب درآمد پاک، روان

و به کار

بتراش اضافی ِ جان



مطالب مرتبط :

برچسبها : آموزش - رایگان - کیمیاگری - همین - مطلب
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 22 آبان 1387 ساعت 11:26
کشف محل جدید تجمع عقرب ها و مارها | عمومي
 

کژدم و مار

به قیمت بسیار ِ تمدن، آدمیان

گرفته از آستانه ی خانه،

کشاند به دانش و کرده و مال

خواند و نوشت و رسید به رنگ و ریا و ربا و دغل

به فاحشگی،

رساند شرم و حیا و خوف و رجا به حداقل

روانه نمود کژدم و مار

به جیب و حساب بانکی و بطن خانه و « خانه »ی خویش

به بغل

در آب ِ شُرب و خوراک ریخت سم و نیش و خواب و بیخبری است

نتیجه که شد کیش

همه مات شده اند و غافل از اینکه قیامتشان لآت



مطالب مرتبط :

برچسبها : کشف - محل - جدید - تجمع - عقرب - مارها
نوشته شده توسط مهدي هدايي در 22 آبان 1387 ساعت 11:26
نوشته هاي پيشين
:: توجه :: براي مشاهده هر پوشه يا مطلب کافيست بروي عنوان آن کليک نمائيد تا باز يا بسته شود
صفحات: [1]  [2]  [3]  [4]  
صفحه بعدي - صفحه شانسي - صفحه قبلي
ليست برچسبهاي وبلاگ
هزار - کندخوانی - توانیم - آموزش - جوی - تولد - شماست - حتماَ - جبری - خواری - جنین - زندگانی - نداشته - کاشتن - دهم - تقویم - یکم - بپری - بعد - بمانی - خوب - پاسخ - اختیار - مزرعه - بنویسید - دیدار - تجمع - امشب - هدر - دوردست - دروس - نیست - محل - نوشته - آخرین - لیاقت - نظری - خوشمزگی - چرا - اگرنه - شروع - آدمهاست - طبق - قیامت - نظر - اینکه - عقرب - جنسی - السافلین - ماندگی - واژه - نوعی - هرکه - لطفاَ - مرد - همان - مدام - راز - میان - ناکامند - آدمها - بار - آمار - نمی‌کنیم؟ - همه - عمل - صفر - نخستین - ندهم - کردم - این - میانسالی - سفر - اعلام - عقب - آزادی - پیری - بخورد - کشف - نیاز - شما - مار - اما - شان - کجایم - خواست - سخنرانی - حَذر - پیوند - جدی - مهره - شدن - دریافت - برگرداندیمش - کودکی - باشد - دیار - حضَر - نزدیک - درون - اولین - آغاز - بدی - نظارت - فرصت - تکرار - بگیریم - همیشه - نیکی - بمانم - اوست - مرور - خرد - درس - هستید - نوجوانی - محکم - مطلب - مثل - خواهد - کردیم - وگرنه - رایگان - بدهید - حداقل - توان - اختیاری - اسفل - مارها - نسخه - شود - خدانگهدارتان - کاربرد - گنجاندیم - بخوانید - عملی - سوی - کوله - معیار - جهان - خدا - یکبار - چه، چگونه، خسته - اخلاق - است - های - طاقتیم - تغییر - انسان - برای - همین - صحیحی - کلید - خواهش - اگر - دوبنده - کنیم - جبر - زندگی - تمشک - کنید - بزرگترین - شستار - اسم - ادامه - شیطانی - بفهمیم - برداشت - سوم - ژرفا - گرفته - همانی - میوه - گشود - چگونه - شیطان - صحیح - جدید - دله - دیدی - کیمیاگری - جای - سودمندم - بود - وقتتان - بکنیم - هرکس - خلاصه - نادار - خانه - بسته - آنها - الآن - شویم - بهشت - فریب - نداریم - کارآ - زعفران - مگر - انجامشان - لیاقت، دارایی، - قدر - طلایی - توست - بازگشت - کنم - زرشک - زنده - خوش - تشرف - پله - خیابان - بگسترانید - تعریف - نمایید - شادمانی - نقطه - حتی - سلام - آخِرین - باید - تمرین - هرچه - دعوت - گام - بهکاریتان - مرا - اعظم - حالای - جوانی - ... - شاید - آدمیانند - انتخاب - ایرانی - شایسته - شرایط